دل عاشق اگه رنگ بهارو آبی میبینه. شبای بی کسی هاشو . شب مهتابی میبینه. به لطف عاشقی حتی گلای زرد پاییزو. به رنگ چشم پر خونش . گل سرخابی میبینه.
خدا کنه اون روزی که نبض تو با من میزنه. بر تن من به خواسته عشق تو دامن میزنه. به خود خواهی دست نزنه . عشق تو رو پس نزنه. حرف جدایی با من عاشق بی کس نزنه. خدا رو
اگه فکر یه همصدایی بیا با عشق صدام بکن تو منو اینجور دیوونه کردی بیا فکری برام بکن تو تک وتنها تو جاده عشق قدم گذاشتی بی همسفر آخه مسافر دوستت دارم من
غـمــیـنـم و تـنــها بـه خـلـوت شـبــها شـکسـته دلـم را جـدایـی تــــو. چــو شـعله لـرزان چـو آتش سوزان شـرر زده بر جـان جــدایــی تــو. نـه بــرق امیــدی نـه نـــور نـویـدی نـه صبـح
به شهر و دیاری ببر تو مرا، که نور خدا باشه و من و تو نباشه به دل ها نشونه غم، امید و صفا باشه و من و تو. بریم اونجا که عشق و مستی خطا نباشه ، توی سینه ها جای محبت ریا
ادامه مطلب ...
چون گل همراه نسیم می رقصد دل به برم من مست و باد صبا می ریزد گل به سرم چون پر وانه عشق گل به سر دارم صحرا ها را ریز بال و پر دارم می رم هر شب من به عالم رویا آید
خواستن تو نه عشق و نه عادته دیدن تو به حرمت زیارته اما می خوام تو دستای تو گم بشم فنا شدن در تو برام نهایته نیاز تو چراغ خونه منه هر جا باشی چراغ خونت روشنه
خونه پر از رنج سکوت وای دلم تنگه گل های باغچه پیش چشمم وای چه بی رنگه گل توی گلدون باز دوباره داره میمیره راه نفس رو بغض بیداد تو میگیره
هیچکی از رفتن من غصه نخورد هیچکی با موندن من شاد نشد وقتی رفتم کسی قلبش نگرفت بغض هیچ آدمی فریاد نشد. وقتی رفتم کسی غصش نگرفت وقتی رفتم کسی
تورا آن عاشق و رسوا که میدیدم نمیبینم. چنان سرمست و بی پروا که میدیدم نمیبینم. نمیدانم چرا دیگر تورا ای جان شیرینم. خیال انگیز و جان افزا که میدیدم نمیبینم
گفتی فقط با منی هر دفعه که دیدمت باز تو دروغ گفتی و دیدی که بخشیدمت وقتی می گفتم تو رو ازدل و از جون می خوام هیچ نمی گفتی به من موندنی
کی دل سنگ سنگت از دل من خبر داشت اشکای گرم گرمم کی تو دلت اثرداشت وقتی هنوز به یادت گریه میاد سراغم عشق تو هستم انگار پیش تو داده باقی
مثل تموم دنیا حال منم خرابه مهستی. متن آهنگ مهستی به نام مثل تموم عالم. مثل تموم عالم حال منم خراب خرابه خرابه خرابه. مثل تموم مهتاب بخت منم تو خوابه تو خوابه
بیا که من هنوز یادتم با آه سینه سوز یادتم شب یادتم و روز یادتم فدات شم یادتم فدات شم بیا که جز تو یار ندارم صبر ندارم قرار ندارم به هیشکی جز تو
خسته ام از جون من این شب تاریک چی می خواد ازدو روز عمـــر آدم ایـن صـــلح بـاریک چی می خواد وقتی آدم بـــا خودش اینهمــه بیگانه می شه دیگه از من آشنای دور
این روزا هر جا میری حرفا همش حرف دله قصه ناله و آه و اشکهای بی حاصله این همه قصه دل را گفتن این همه گناه دل را شستن کی به آخر میرسه مگه نمیخواد تموم بشه آخه بابا بسه
پاتو آهسته بزار ، دلِ این نداره صبر و قرار ، دلِ این اگر که شکسته چو جام بلا اگر چه فتاده ز چشم خدا یه چشمه ی نوره یه جام بلوره یه سنگ صبوره صفاشو ببین
زندگی یه آرزوی مهبمه مگه نه مگه نه مگه نه یه طلوع ، یه غروب یک دم مگه نه مگه نه مگه یه طلوع ، یه غروب یک دم زندگی یه آرزوی مبهمه مگه نه مگه نه مگه نه یه طلوع ، یک
تو شاخه یاسمنی تو سایه بون چمنی حالا دیگه هر جاباشی دلم می گه مال منی آآآآ شکوفه عشق مرا شکفته کردی به صفا ای که تو چون نور امیدی مشو زجانم تو جدا که نقش شادی بخدا به سرنوشتم تو کشیدی
شب که میرسد از کرانه ها به اسمان بی کرانه نیمه جان و تن آسمان و شب منو غریبه ی شبانه دوری مکن از اشیانم ای یاد تو چراغ خانه ام بیا ببین که با غمت به گفتگویم خیال تو
ادامه مطلب ...
ببین من هنوزم نفس می کشم نفس در هوای قفس می کشم گذشتم زخود تا نگویم به تو چه رنجی در این یک نفس می کشم هر آنچه که بودم برای تو بودم هر آنچه که هستم ب
دنیا دنیا دل من شد اسیرش دنیا دنیا دیگه از من نگیرش تا خون من توی رگهام دویده نقش هستی به وجودم کشیده حالا که با نگاهی
اگه از شب از شکستن اگه از سکوت از تنها نشستن نمی گم نه این که نیست اگه از صداقت چشمای گریون اگه از غم غریبی تو بیابون نمی گم نه اینکه
عاشقم عاشقترم کن بسوزون خاکسترم کن دیوونم کردی و رفتی بیا دیوونه ترم کن نمی خواستم دل ببازم عاشقت شدم چه سازم همه می گن که بساز باز آخه من تا کی بسازم
من از تو می نویسم کلام تازه ای تو از من مینویسی که پر آوازه ای رسیده وقت رفتن نشسته تو چشام سکوت مبهم تو شکسته تو صدام برای کوچ آخر تو همراه منی برای دل
پرنده های در به در میان دوباره از سفر آسمان و پر می کنن سر بره از شعر و غزل میان بهارو سر کنن لبی دو باره تر کنن پرنده های عاشقا جیک بزنن خبر کنن برن به گل سر بزنن دور سرش پربزنن
حواسم و پرت میکنه صدای مثل بلبلت یه جوری آواز میخونی انگاری که مرده گلت حواسم و پرت میکنه صدای مثل بلبلت یه جوری آواز میخونی انگاری که مرده گلت وقتی صدات
بیا بی تو عزیزم دل من غصه داره نمی خوام تو بدونی نگاهم گریه داره مردم از درد دوری عشق ورنج وصبوری کی میشه این زندونی رها بشه یه جوری وای چه زندونی. امان از درد دوری
کجایی در شب هجران که زاری های من بینی. چو شمع از چشم گریان اشکباری های من بینی. کجایی ای که خندانم ز وصلت دوش می دیدی. که امشب گریه های زار و زاری های من بینی.
مده باده ز جام غم خودم غم دارم عزیز من در این دنیا تو را کم دارم مده باده زجام غم خودم غم دارم عزیز من در این دنیا تو را کم دارم. بیا یارم شو تو غمخوارم شو بیا عمرم بیا جانم تو
از خانمان آواره ام از دست عشق از دست عشق سر گشته و بیچاره ام از دست عشق از دست عشق ای کاشکی بودی عدم تا باز رستی از عدم می سوزم از سر تا قدم از دست عشق از دست
برگرد بیا به خونه امید آخرینم خدا خودش میدونه تویی عزیزترینم گفتی که برمیگردی وقتی که گل در اومد صبر دلم سر اومد از تو خبر نیومد گفتم به انتظار تا جون دارم می مونم یادم میاد که گفتی اینو خودم میدونم بهارمون رنگ تابستون گرفت پاییزمون رنگ زمستون گرفت
به جز قصه این عشق, چی گفتم, چی شنفتم. همش درد دلم بود, اگه قصه می گفتم. آخ اگه قصه می گفتم. چه حرفها که نگفته, هنوز روی لبامه. چه شعر ها که نخونده, آخ هنوز توی
من از اونام که عشقمه تو راه عشق فدا بشم. دستی بکش روی سرم که عاشق نوازشم. من از اونام که با کسی اگه که همنفس بشم. فرقی برام نمیکنه زندونی قفس بشم. دلی که بهت سپردم برات قسم که خوردم دیدی که راست می گفتم وفتی که رفتی مردم .
تو رو هرگز ندیدن میدونی که سخته عزیزم دست من نیست به خدا بی اختیار اشک میریزم یه بهار و دو بهار تا حالا گذشته ده بهار دنیا داد میزنه دیگه بسه
میخوام برم دریا کنار، دریا کنار هنوز قشنگه . آخ میدونم از سبزه زار تا شالیزار هنوز قشنگه . عاشقه جنگل و بوی ساحلم، هوس یار و دیار کرده دلم . میدونم اونکه دوستم داشت
ای داد و بی داد ای داد و بی داد باز امشب هوا مثل هر شبه حال عاشقا مثل هر شبه درد بی دوا مثل هر شبه ای عزیز جونم یه ذره وفا یه ذره صفا تو زمانه نیست می بخشی منو آخ اگه یه
یاران مهربان دیروز و امروز من برای تک تک شما تبریک نوروز من در این سرای غربت دلی پر از محبت برای تک تک شما داره امید عزت من عاشق ایران و ایرانی ام
خدایا من همون در به در دشت جنونم همون دیونه عاشق بی نام ونشونم. خدایا مردم از چشم انتظاری ندارم طاقت دیونه داری. گردش زمانه اگر برده از دل تو دگر یاد یادگار مرا وای بر من.
تو جاده عشق تو افتاده دلم بخوای نخوای تن به سفر داده دلم تو جاده عشق تو افتاده دلم بخوای نخوای تن به سفر داده دلم اگه توی جاده مه باشه تو راه هزار گره
دیوونه خاکت منم عاشق دل پاکت منم با تو عجین روح وتنم ای وطن بی تو سرا پایم غمه هر لحظه ام یه ماتمه هر چی بگم بازم کمه وطن مسافرهای خوشبخت کبوتر
آخه بابا ، پیرت بسوزه عاشقی تو که من و رسوا ، کردی مشت من و وا ، کردی تو این همه ، در به درها چرا من و پیدا ، کردی دردم و صد تا ، کردی آخه بابا ، پیرت